العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )
245
بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )
سخنانت را با هم مخلوط منما و راه سخت را مپيما ، ناسپاسى نعمت پستى است ، همنشينى نادان شوم است ، خرد نگهدار تجربههاست و بهترين آزمايش تو پند دهندهى تو است از اخلاق مردم نرم طبيعى است ، پيشى بفرصت گير پيش از آنكه اندوه باشد ، تصميم از دور انديشى است ، سبب نااميدى سستى در كار است هر جويندهاى نمىيابد هر مسافرى برنميگردد نابودى توشه فساد است هر كارى سرانجامى دارد ، چه بسا مال اندكى بركتش از مال فراوان بيشتر است ، به زودى مقدر تو ميرسد ، بازرگان در محل خطر است ، در ياورى پست خيرى نيست ، بر كارى كه در آن فريب است مايست ، كسى كه فرمان دهد آقائى مىكند آنكه بفهمد دانشش را زياد مىكند . ديدار مردمان خوب آبادى دلهاست ، زمانه را آسان گير مادامى كه در اختيار تو است ، زينهار كه اسب لجاجت سركشى كند اگر گناهى انجام دادى در نابوديش بوسيلهى توبه شتاب كن ، آنكه ترا امين شمارد خيانت مكن اگر چه او خيانت كند ، رازش را فاش منما اگر چه رازت را آشكار نمايد و اميد چيزى را از خود آن بيشتر بخاطر مسپار ، بجوى زيرا آنچه بهرهات باشد به تو ميرسد ياد بگير و نيكو ببخش ، بمردم سخن نيك بگو ، كدام سخن جامعتر است از اينكه براى مردم دوست دارى آنچه را كه براى خويشتن دوست دارى و ناخوش دار بر ايشان آنچه را كه براى خود خوش ندارى ، همانا كمتر اتفاق مىافتد كه از كسى كه بسويش تند ميروى بسلامت بمانى يا پشيمان شوى اگر بر او نيكى كنى . بدان كه گرامى كسى است كه وفاى به پيمانهايش نمايد و از آنها حمايت كند ، دور كردن نشانهى خشم است ، بهانهجوئى زياد علامت بخل است ، هر آينه بعضى خوددارى تو از برادرت با مهربانى بهتر است از بخشش با ستيز ، پيوند خويشاوندى كن با كسى كه به تو اميدوار است و اطمينان به پيوند تو دارد هر گاه قطع خويشاوندى كنى از بزرگيست ، قطع پيوند خويشاوندى سبب جدائيست ، بچسبان خودت را به برادرت هنگام قطع خويشاوندى و هنگام دور كردن